
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «ایمان و کفر» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم که دل به دست کمان ابروئیست کافرکیشاین بیت شده زمزمه روز و شبم. کار هیچ جای عقل نیست (ما را ز منع عقل مترسان و می بیا) که اگر جای عقل بود تدبیر می کردم و راه چاره بر می گرفتم. (لا خ...
ادامه مطلب
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «داستان نابودی انسان (کرونوس در برابر خائوس)» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آفرینش عرفانی عالم آنی (بی زمان) رخ میدهد (یا رخ داد) که خدا خواست خود را در عالم ببیند، چون دیدن چیزی در خود، عین دیدن خود در دیگری نیست. عالم آیینه ای نپرداخته بود و انسان ...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره ««علم» چیست؟!» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به نظرم اگر کسی باب 542 فتوحات مکیه را درست درک کند، می فهمد علم چیست؟ علمِ انسان در عرفان ابن عربی، همانطور که در حاشیه این وبلاگ نوشتم، علمِ به عدم است یعنی به بیان ساده کسی متوقع نباشد که علم مشت پُرکن است. به نظر او در این باب، علم ...
ادامه مطلب
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «فلسفه و مشق مرگ (در ستایش متافیزیک)» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چند پُست گذشته، بند 6.4311 تراکتاتوس ویتگنشتاین را در باب مرگ نوشتم: «مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما مرگ را به تجربه درنمی یابیم. اگر نگریسته ما از جاودانگی (سرمدیت)، دیمومت (دوام) بی پایان ما از ...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «فلسفه و اشرافیت» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بگذارید این مطلب را با این جمله شروع کنم که منطق علم طبقه فرودست است. اگر بخواهیم فلسفه را در مهد تولدش، یونان بررسی کنیم، فصل نخست کتاب پایدیای یِگِر برای آنکه توجه کند کافی است، با اینکه دخلی به فلسفه ندارد و بیشتر به ایلیاد و اودی...
ادامه مطلب
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «نیایش فیلسوف» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. فرق عمده بین نگرش فلسفی و نگرش عُرفی این است: آنکه هنوز -به گفته ارسطو- در فطرت نخست است، امور را تصادفی می بیند. هر چقدر از این دید تصادفی خارج شود، وجه عقلانیش فربه تر می شود. یادم هست در کودکی چقدر زجر می کشیدم گمان می ...
ادامه مطلب
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به ««علم اندوزی» به شیوه ما ایرانیان» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مقاله آقای رسول جعفریان با موضوع «ستیز ما با علم» را میخواندم، گفتم در حاشیه مطلبی در باب «علم اندوزی» ما ایرانیان بنویسم. «علم اندوزی» بر وزن «مال اندوزی» است، به این معنا که علم در کیسههایی با رنگها، ش...
ادامه مطلب
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «برهان صدیقین مخّ فلسفه اسلامی و عرفان نظری» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تقریر برهان صدیقین علامه طباطبایی (ره) را در نیم خط می شود نوشت: «وجود ضرورت ازلیه دارد.» فکر کنم نیم خط هم نشد! تجربه متافیزیک از یونان باستان الی زماننا هذا، پشت نیم خط موج می زند. ملاصدرا د...
ادامه مطلب
موضوع «عرفان، متافیزیک و تمایز واقعیت و حقیقت» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. در متافیزیک واقعیت و حقیقت یکی است؛ همان امری که پیش ما نهاده شد و آن را درک می کنیم. حال این امر در جواهر محسوس نهفته باشد یا در جواهر معقول. به هر روی آنچه برای ما واقعی است حقیقی و آنچه حقیق...
ادامه مطلب
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «تفاوت «موحّد» در فلسفه و عرفان» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. در عرفان این گزاره را داریم: «الموحد لا یوحِّد» یعنی موحد، توحید نمیکند، زیرا توحید از صفات موحّد نیست، موحد کثرات را نمیگیرد یکی کند یا به یکی بازگرداند. اصلاً وجود جناب موحد خود با وحدت...
ادامه مطلب
تقریر برهان صدیقین علامه طباطبایی (ره) را در نیم خط می شود نوشت: «وجود ضرورت ازلیه دارد.» فکر کنم نیم خط هم نشد! تجربه متافیزیک از یونان باستان الی زماننا هذا، پشت نیم خط موج می زند. ملاصدرا در پاورقی اسفار ج6 ص 14 می گوید: «الوجود -کما مرّ- حقیقه عینیه» و علامه پاورقی می زند و می گوید مگر می شود آدم با شعور این «واقعیت» را نفی کند و بگوید واقعیتی در کار نیست و بگوید واقعیت اشیاء موهوم است. همین جمله هم یا واقعی است یا واقعی نیست و صاحب این جمله هم به واقعیت جمله خودش نظر دارد وگرنه حرف مفت نمی زند. اصلا حرف مفت هم برای زننده آن واقعیت دارد وگرنه آن را نمی زد.برای دیوانه که همینطور بی اختیار حرف مفت می زند و نمی فهمد اصلاً چه می گوید هم حرف مفت نیست، چون حتما از اصوات و صدای نکره اش خوشش می ...
ادامه مطلب
در متافیزیک واقعیت و حقیقت یکی است؛ همان امری که پیش ما نهاده شد و آن را درک می کنیم. حال این امر در جواهر محسوس نهفته باشد یا در جواهر معقول. به هر روی آنچه برای ما واقعی است حقیقی و آنچه حقیقی است واقعی. انسان، جهان و خدا اموری حقیقی و واقعی هستند. بنابراین این مطلب گویی به عنوان یک اصل متعارف در متافیزیک پذیرفته شده است.اما در عرفان مطلب کاملاً طور دیگری است. آنچه پیش روی انسان است و او درک می کند، همان امرِ واقعیِ متافیزیک، موهوم است. جهان برای انسان موهوم است، خود انسان نیز موهوم است. حقیقت این واقعیات، در اعیان ثابته متقرر است. این اعیان برخلاف اعیان خارجی در جهان، موهوم نیستند اما معدوم هستند. یعنی حقیقت، اصل، بنیاد و وطنِ امرِ موهوم (=وجود مستعار) امر معدوم (=اعیان ثابته) است. بنابرا...
ادامه مطلب
در عرفان این گزاره را داریم: «الموحد لا یوحِّد» یعنی موحد، توحید نمیکند، زیرا توحید از صفات موحّد نیست، موحد کثرات را نمیگیرد یکی کند یا به یکی بازگرداند. اصلاً وجود جناب موحد خود با وحدت سازگار نیست، همچنین همچون سوژه نیز نیست که جوهر ندارد و خلأ است، اما وحدت و جمع میکند. اصولا وحدت با جمع سازگار است، یعنی یا کثرات را یکی کردن، یا بساط کثرات را جمع کردن که هیچکدام با توحیدِ موحّد سازگار نیست، از این رو عرفا می گویند که موحّد دروغگوست.از طرفِ دیگرِ ماجرا یا رویِ دیگر ِ سکه، فلسفه کارش توحید است، یعنی بین کثرات جمع میکند یا به وحدت ارجاعشان میدهد. تا کثرات جمع نشوند که عالم در خائوس و بینظمی پراکنده و رهاست. جناب حسن حسنزاده آملی در شرح عیون مسائل نفس، بالاترین حرف را در توحید فلسفی میزند، ی...
ادامه مطلب
شیخ اکبر ابن عربی در سال۵۹۸ (۳۸ سالگی) در بین علماء و ادباء مکه حضور داشت. در آنجا با شیخ بزرگ بنام مکین الدین ابوشجاع اصفهانی آشنا و نزد او به شنیدن کتاب ترمذی در روایت مشغول میشود. او در ابتدا با خواهر شیخ ابوشجاع مراوده دارد و طالب یادگیری گرفتن حدیث و اجازه روایت از او است، اما خواهر بخاطر کهولت سن اجازه روایت را به برادرش حواله میدهد. به گفته ابنعربی:«این شیخ را دختری بود باکره نازپروده و باریک میان که دیده را به بند میکشید و افسون میکرد. آراینده محافل و سروربخش محاضر بود و مناظر را به تحیر وامیداشت. نامش نظام و لقبش عین الشمس و البهاء بود.»(ابنعربی، 1420: 8) شیخ اکبر در مقدمه ...
ادامه مطلب
چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم که دل به دست کمان ابروئیست کافرکیش این بیت شده زمزمه روز و شبم. کار هیچ جای عقل نیست (ما را ز منع عقل مترسان و می بیا) که اگر جای عقل بود تدبیر می کردم و راه چاره بر می گرفتم. (لا خیرَ فی الحب یدبّر بالعقل) عقل خودبنیاد است و خود می تواند از خود برای هر چیز راه چاره دهد، حتی برای تسکین دل به سبب پوشش و پرده ای که بر دل می کشد و تقلبات آن را در بسته هایی تثبیت شده عرضه می کند. به گفته حافظ "لرزش بید" تنها از "دل صنوبری" بر می آید (دل صنوبری ام همچو بید لرزان است) اما دل برخلاف عقل انگار تقلبات پی در پی را می پذیرد، پس بنیانی از خود ندارد و از جانب...
ادامه مطلب
آفرینش عرفانی عالم آنی (بی زمان) رخ میدهد (یا رخ داد) که خدا خواست خود را در عالم ببیند، چون دیدن چیزی در خود، عین دیدن خود در دیگری نیست. عالم آیینه ای نپرداخته بود و انسان چیزی نبود، جز جلای آیینه عالم و در عین حال روح الهی که پس از تسویه عالم در آن دمیده می شود. بدین رو انسان تنها رابط و نسبتی است بین خدا و عالم. تا وقتی انسان باشد، ربط زمین و آسمان برقرار است و همه چیز بهسامان و این نحوه نگاه به انسان با اومانیسم-به معنای گسترده آن- در نسبت است.حقیقت نسبت نمی پذیرد و از قید و بند رهu200dاست و خداوند پیش از آنکه با انسان العین (مردمک چشم) به عالم بنگرد و بر عالمیان رحمت کند تا به وجود آیند...
ادامه مطلب
به نظرم اگر کسی باب 542 فتوحات مکیه را درست درک کند، می فهمد علم چیست؟ علمِ انسان در عرفان ابن عربی، همانطور که در حاشیه این وبلاگ نوشتم، علمِ به عدم است یعنی به بیان ساده کسی متوقع نباشد که علم مشت پُرکن است. به نظر او در این باب، علم یا نظری فکری است - فلسفه نهایت آن است- و یا علمِ باللهِ اهل الله است. دسته اول (فلاسفه و دیگر عالمان نظر فکری) همواره تا وقت مرگ ذهنشان در تکاپوست و نمی توانند بر موضعی متوقف شوند و چون این گونه زیست می کنند، همین گونه نیز در آخرت حیران هستند (توجه شود که این نگاه ابن عربی ذم اهل فکر نیست، بلکه توصیف چگونگی حال آنهاست). علتش این است که هیچ دلیلی نیست مگر در آ...
ادامه مطلب
چند پُست گذشته، بند 6.4311 تراکتاتوس ویتگنشتاین را در باب مرگ نوشتم: «مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما مرگ را به تجربه درنمیxad یابیم. اگر نگریسته ما از جاودانگی (سرمدیت)، دیمومت (دوام) بیxad پایان ما از زمان نباشد، بلکه بیxad زمانی باشد، پس آنxad کس جاودانه میxad زید که در زمان کنونی زندگی میxad کند. زندگی ما به همان اندازه بیکران است که میدان بینایی ما بیxad مرز است.» (ترجمه ادیب سلطانی) این نگرش برای فیلسوف که قرار است روزی بمیرم و بعد مرگ، یا کلاً خاموش می شوم یا به حیات پس از مرگ خود ادامه می دهم، مسأله مهمی نیست. او نمی تواند در این اما و اگرها زندگی خود را بگذراند. برای او باید همین حالا مسأله حل شود...
ادامه مطلب
بگذارید این مطلب را با این جمله شروع کنم که منطق علم طبقه فرودست است. اگر بخواهیم فلسفه را در مهد تولدش، یونان بررسی کنیم، فصل نخست کتاب پایدیای یِگِر برای آنکه توجه کند کافی است، با اینکه دخلی به فلسفه ندارد و بیشتر به ایلیاد و اودیسه هومر می پردازد. اگر حوصله نکردید آن را بخوانید، تنها عنوان این بخش راهگشاست: «اشرافیت و فضیلت». agathos که به معنی اشرافی و تواناست همانست که به «خیر» یا «نیک» تغییر چهره می دهد. پهلوان اساطیری هم توانا و اشرافی است و به همین خاطر با ایدوس قرین است. به گفته یگر: «مرد اشرافی دیگران را ازین طریق تربیت می کند که آرمانی را که ارزش ابدی دارد و همه باید خود را با آن ...
ادامه مطلب
فرق عمده بین نگرش فلسفی و نگرش عُرفی این است: آنکه هنوز -به گفته ارسطو- در فطرت نخست است، امور را تصادفی می بیند. هر چقدر از این دید تصادفی خارج شود، وجه عقلانیش فربه تر می شود. یادم هست در کودکی چقدر زجر می کشیدم گمان می کردم عده ای نورچشمی اند و همینطوری الله بختکی چیزی به آنها می رسد. آنها سعادتمند واقعی بودند. هنوز برخی دوستان بر این گمانند و زندگی خود را بر سَرِ این گمان می کاوند. جرقه مطلب با شعر فرزدق در ثنای امام سجاد (ع) رخ داد. گوینده آخرِ داستان نوشت: فرزدق را خواب دیدند، گفت: به بهای این شعر مرا آمرزیدند. داستانِ تکراریِ «خواب و آمرزش» که حداقل در دوره ای از زندگی ما و گذشتگان نقش...
ادامه مطلب