ابن عربی در
فصوص الحکم می گوید:
و قد ذكرنا في الفتوحات أن الأثر لا يكون إلا للمعدوم لا للموجود، و إن كان للموجود فبحكم المعدوم: و هو علم غريب و مسألة نادرة.
یعنی اثر فقط برای معدوم است و نه موجود و اگر هم برای موجود است، به حکم معدوم است.
- این حرف خیلی مهم است. برای همین تاکید می کند که در فتوحات مکیه ذکر شد. علمی غریب و مساله ای نادر است.
- ابن عربی تنها ذات حق را می شناسد و او نیز اثر ندارد. جمله " لا موثر فی الوجود الا الله" دقیق نیست، زیرا غیر او نیست که در آن اثر بگذارد.
- وجود نیز در ادبیات ابن عربی ناظر به عالم کون است، مگر خلاف آن بیاید.
- او همه چیز را پُر کرده است، پس اگر سخن از اثر می رود تنها می تواند به معدوم استناد یابد. یعنی ریشه اثر عدمی است و نه وجودی.
- عدم در ادبیات ابن عربی ناظر به حقایق ما و اعیان ثابته است. یعنی از حقایق عدمی ماست که این تعینات وجودی (=کونی) موجود یعنی یافت می شوند.
- ریشه، اصل، بنیاد و وطنِ وجود، عدم است.
- ذات الهی نه بنیاد، نه اصل و نه حقیقت عوالم غیب و شهادت است.
- هر چه هست اوست (از ضیق عبارت وجود را به او استناد دادیم.) و هر اعتباری و نسبتی جز او ریشه در عدم دارد.
- هر که اینها را فهمید عرفان ابن عربی را فهمید و الّا فلا.
هستی ابن عربی...
ما را در سایت هستی ابن عربی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 21:45