هستی ابن عربی

متن مرتبط با «در باب مرگ» در سایت هستی ابن عربی نوشته شده است

تفاوت «موحّد» در فلسفه و عرفان

  • نیلوبلاگ

    در عرفان این گزاره را داریم: «الموحد لا یوحِّد» یعنی موحد، توحید نمیکند، زیرا توحید از صفات موحّد نیست، موحد کثرات را نمیگیرد یکی کند یا به یکی بازگرداند. اصلاً وجود جناب موحد خود با وحدت سازگار نیست، همچنین همچون سوژه نیز نیست که جوهر ندارد و خلأ است، اما وحدت و جمع میکند. اصولا وحدت با جمع سازگار است، یعنی یا کثرات را یکی کردن، یا بساط کثرات را جمع کردن که هیچکدام با توحیدِ موحّد سازگار نیست، از این رو عرفا می گویند که موحّد دروغگوست.از طرفِ دیگرِ ماجرا یا رویِ دیگر ِ سکه، فلسفه کارش توحید است...

    ادامه مطلب
  • داستان نابودی انسان (کرونوس در برابر خائوس)

  • نیلوبلاگ

    آفرینش عرفانی عالم آنی (بی زمان) رخ میدهد (یا رخ داد) که خدا خواست خود را در عالم ببیند، چون دیدن چیزی در خود، عین دیدن خود در دیگری نیست. عالم آیینه ای نپرداخته بود و انسان چیزی نبود، جز جلای آیینه عالم و در عین حال روح الهی که پس از تسویه عالم در آن دمیده می شود. بدین رو انسان تنها رابط و نسبتی است بین خدا و عالم. تا وقتی انسان باشد، ربط زمین و آسمان برقرار است و همه چیز بهسامان و این نحوه نگاه به انسان با اومانیسمxa0-به معنای گسترده آن- در نسبت است.حقیقت نسبت نمی پذیرد و از قید و بند رهu200d...

    ادامه مطلب
  • فلسفه و مشق مرگ (در ستایش متافیزیک)

  • نیلوبلاگ

    xa0 چند پُست گذشته، بند 6.4311 تراکتاتوس ویتگنشتاین را در باب مرگ نوشتم: «مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما مرگ را به تجربه درنمیxad یابیم. اگر نگریسته ما از جاودانگی (سرمدیت)، دیمومت (دوام) بیxad پایان ما از زمان نباشد، بلکه بیxad زمانی باشد، پس آنxad کس جاودانه میxad زید که در زمان کنونی زندگی میxad کند. زندگی ما به همان اندازه بیکران است که میدان بینایی ما بیxad مرز است.» (ترجمه ادیب سلطانی) این نگرش برای فیلسوف که قرار است روزی بمیرم و بعد مرگ، یا کلاً خاموش می شوم یا به حیات پس از مرگ خود ادام...

    ادامه مطلب
  • سرّ مرگ (هر که آن را بفهمد، پس از آن آسوده زندگی می کند)

  • نیلوبلاگ

    xa0[الحياة الذاتية للأرواحu200f] أ لا ترى الأرواح لما كانت حياتها ذاتية لها لم يصح فيها موت البتة و لما كانت الحياة في الأجسام بالعرض قام بها الموت و الفناء فإن حياة الجسم الظاهرة من آثار حياة الروح كنور الشمس الذي في الأرض من الشمس فإذا مضت الشمس تبعها نورها و بقيت الأرض مظلمة كذلك الروح إذا رحل عن الجسم إلى عالمه الذي جاء منه تبعته الحياة المنتشرة منه في الجسم الحي و بقي الجسم في صورة الجماد في رأى العين فيقال مات فلان و تقول الحقيقة رجع إلى أصلهu200f مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ ...

    ادامه مطلب
  • در باب مرگ

  • نیلوبلاگ

    برای ویتگنشتاین مرگ پرسش جدی بود. سابقه خودکشی در خانواده او زیاد بود. وقتی به او خبر می دهند که به سبب بیماری، مرگ به او نزدیک است، با خوشنودی میxad پذیرد. او در بند 6.4311 تراکتاتوس به مساله مرگ می پردازد: «مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما مرگ را به تجربه درنمیxadیابیم. اگر نگریسته ما از جاودانگی (سرمدیت)، دیمومت (دوام) بیxad پایان ما از زمان نباشد، بلکه بیxad زمانی باشد، پس آنxad کس جاودانه میxad زید که در زمان کنونی زندگی میxad کند. زندگی ما به همان اندازه بیکران است که میدان بینایی ما بیxad مر...

    ادامه مطلب
  • "عدم" نکته کلیدی فهم عرفان ابن عربی (کُل منظومه عرفان ابن عربی در نُه بند)

  • نیلوبلاگ

    ابن عربی در فصوص الحکم می گوید: و قد ذكرنا في الفتوحات أن الأثر لا يكون إلا للمعدوم لا للموجود، و إن كان للموجود فبحكم المعدوم: و هو علم غريب و مسألة نادرة. یعنی اثر فقط برای معدوم است و نه موجود و اگر هم برای موجود است، به حکم معدوم است. این حرف خیلی مهم است. برای همین تاکید می کند که در فتوحات مکیه ذکر شد. علمی غریب و مساله ای نادر است. ابن عربی تنها ذات حق را می شناسد و او نیز اثر ندارد. جمله " لا موثر فی الوجود الا الله" دقیق نیست، زیرا غیر او نیست که در آن اثر بگذارد. وجود نیز در ادبیات اب...

    ادامه مطلب
  • عرفان نظری و عرفان شهودی در مدرسه حکمی آیت الله جوادی آملی

  • نیلوبلاگ

    مقالۀ «عرفان نظری و عرفان شهودی در مدرسه حکمی آیت الله جوادی آملی» در شماره 23 مجله علمی-پژوهشی حکمت اسراء انتشار یافت. xa0 چکیده: آیتالله جوادی آملی بهتبع استاد خود، علامه طباطبایی، با تحلیلِ عینِ ربط بودن معلول به علت، ماهیت را به مفهوم بازمیگرداند؛ ازاینرو خارجی بودن ماهیت را به عرض وجود، که در کلام ملاصدرا است، سخنی مقدماتی و تعلیمی میداند؛ پس آنچه متن خارج را پُر کرده، فقط وجود است که با علم حضوری شهودی اتصالی در مشهد نفس عارف قرار میگیرد. این علمِ شهودیِ عرفانی، عبور از علم و رسیدن به نفس ...

    ادامه مطلب
  • رساله دکتری: «حس» در عرفان ابن عربی

  • نیلوبلاگ

    رساله دکتری را با عنوان"«حس» در عرفان ابن عربی" به پایان رساندم. امید به خدا در پاییز دفاع می کنم. به زودی برخی بخش های آن را خدمت دوستان گزارش می کنم.xa0 تقریباً پایان نامه را بدون کمک از هیچ منبع دست دومی نوشتم، زیرا منبع دست دوم مناسبی برای نوشتن رساله از دوران ابن عربی تا زمان حاضر وجود نداشت. غلبه نگاه افلاطون گرایی بر فلسفه به شدت نگرش ابن عربی را به محاق می برد. از قسمت های زیبای پایان نامه «جدال عقل و حس» است. عقلی که همواره در طول تاریخ عرفان نظری خواسته «شهود حسی» را بپوشاند. عقلی که ح...

    ادامه مطلب