هستی ابن عربی

متن مرتبط با «مرگ» در سایت هستی ابن عربی نوشته شده است

گزارشی از فلسفه و مشق مرگ (در ستایش متافیزیک)

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «فلسفه و مشق مرگ (در ستایش متافیزیک)» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.   چند پُست گذشته، بند 6.4311 تراکتاتوس ویتگنشتاین را در باب مرگ نوشتم: «مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما مرگ را به تجربه درنمی­ یابیم. اگر نگریسته ما از جاودانگی (سرمدیت)، دیمومت (دوام) بی­ پایان ما از ...

    ادامه مطلب
  • فلسفه و مشق مرگ (در ستایش متافیزیک)

  • نیلوبلاگ

    چند پُست گذشته، بند 6.4311 تراکتاتوس ویتگنشتاین را در باب مرگ نوشتم: «مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما مرگ را به تجربه درنمیxad یابیم. اگر نگریسته ما از جاودانگی (سرمدیت)، دیمومت (دوام) بیxad پایان ما از زمان نباشد، بلکه بیxad زمانی باشد، پس آنxad کس جاودانه میxad زید که در زمان کنونی زندگی میxad کند. زندگی ما به همان اندازه بیکران است که میدان بینایی ما بیxad مرز است.» (ترجمه ادیب سلطانی) این نگرش برای فیلسوف که قرار است روزی بمیرم و بعد مرگ، یا کلاً خاموش می شوم یا به حیات پس از مرگ خود ادامه می دهم، مسأله مهمی نیست. او نمی تواند در این اما و اگرها زندگی خود را بگذراند. برای او باید همین حالا مسأله حل شود...

    ادامه مطلب
  • سرّ مرگ (هر که آن را بفهمد، پس از آن آسوده زندگی می کند)

  • نیلوبلاگ

    [الحياة الذاتية للأرواحu200f] أ لا ترى الأرواح لما كانت حياتها ذاتية لها لم يصح فيها موت البتة و لما كانت الحياة في الأجسام بالعرض قام بها الموت و الفناء فإن حياة الجسم الظاهرة من آثار حياة الروح كنور الشمس الذي في الأرض من الشمس فإذا مضت الشمس تبعها نورها و بقيت الأرض مظلمة كذلك الروح إذا رحل عن الجسم إلى عالمه الذي جاء منه تبعته الحياة المنتشرة منه في الجسم الحي و بقي الجسم في صورة الجماد في رأى العين فيقال مات فلان و تقول الحقيقة رجع إلى أصلهu200f مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرىu200f كما رجع أيضا الروح إلى أ...

    ادامه مطلب
  • در باب مرگ

  • نیلوبلاگ

    برای ویتگنشتاین مرگ پرسش جدی بود. سابقه خودکشی در خانواده او زیاد بود. وقتی به او خبر می دهند که به سبب بیماری، مرگ به او نزدیک است، با خوشنودی میxad پذیرد. او در بند 6.4311 تراکتاتوس به مساله مرگ می پردازد: «مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما مرگ را به تجربه درنمیxadیابیم. اگر نگریسته ما از جاودانگی (سرمدیت)، دیمومت (دوام) بیxad پایان ما از زمان نباشد، بلکه بیxad زمانی باشد، پس آنxad کس جاودانه میxad زید که در زمان کنونی زندگی میxad کند. زندگی ما به همان اندازه بیکران است که میدان بینایی ما بیxad مرز است.» (ترجمه ادیب سلطانی) داشتم معنای ریشه «منی» را در معجم مقاییس نگاه میxadکردم...

    ادامه مطلب