
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «فلسفه و مشق مرگ (در ستایش متافیزیک)» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چند پُست گذشته، بند 6.4311 تراکتاتوس ویتگنشتاین را در باب مرگ نوشتم: «مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما مرگ را به تجربه درنمی یابیم. اگر نگریسته ما از جاودانگی (سرمدیت)، دیمومت (دوام) بی پایان ما از ...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «فلسفه و اشرافیت» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بگذارید این مطلب را با این جمله شروع کنم که منطق علم طبقه فرودست است. اگر بخواهیم فلسفه را در مهد تولدش، یونان بررسی کنیم، فصل نخست کتاب پایدیای یِگِر برای آنکه توجه کند کافی است، با اینکه دخلی به فلسفه ندارد و بیشتر به ایلیاد و اودی...
ادامه مطلب
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «برهان صدیقین مخّ فلسفه اسلامی و عرفان نظری» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تقریر برهان صدیقین علامه طباطبایی (ره) را در نیم خط می شود نوشت: «وجود ضرورت ازلیه دارد.» فکر کنم نیم خط هم نشد! تجربه متافیزیک از یونان باستان الی زماننا هذا، پشت نیم خط موج می زند. ملاصدرا د...
ادامه مطلب
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «تفاوت «موحّد» در فلسفه و عرفان» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. در عرفان این گزاره را داریم: «الموحد لا یوحِّد» یعنی موحد، توحید نمیکند، زیرا توحید از صفات موحّد نیست، موحد کثرات را نمیگیرد یکی کند یا به یکی بازگرداند. اصلاً وجود جناب موحد خود با وحدت...
ادامه مطلب
تقریر برهان صدیقین علامه طباطبایی (ره) را در نیم خط می شود نوشت: «وجود ضرورت ازلیه دارد.» فکر کنم نیم خط هم نشد! تجربه متافیزیک از یونان باستان الی زماننا هذا، پشت نیم خط موج می زند. ملاصدرا در پاورقی اسفار ج6 ص 14 می گوید: «الوجود -کما مرّ- حقیقه عینیه» و علامه پاورقی می زند و می گوید مگر می شود آدم با شعور این «واقعیت» را نفی کند و بگوید واقعیتی در کار نیست و بگوید واقعیت اشیاء موهوم است. همین جمله هم یا واقعی است یا واقعی نیست و صاحب این جمله هم به واقعیت جمله خودش نظر دارد وگرنه حرف مفت نمی زند. اصلا حرف مفت هم برای زننده آن واقعیت دارد وگرنه آن را نمی زد.برای دیوانه که همینطور بی اختیار حرف مفت می زند و نمی فهمد اصلاً چه می گوید هم حرف مفت نیست، چون حتما از اصوات و صدای نکره اش خوشش می ...
ادامه مطلب
در عرفان این گزاره را داریم: «الموحد لا یوحِّد» یعنی موحد، توحید نمیکند، زیرا توحید از صفات موحّد نیست، موحد کثرات را نمیگیرد یکی کند یا به یکی بازگرداند. اصلاً وجود جناب موحد خود با وحدت سازگار نیست، همچنین همچون سوژه نیز نیست که جوهر ندارد و خلأ است، اما وحدت و جمع میکند. اصولا وحدت با جمع سازگار است، یعنی یا کثرات را یکی کردن، یا بساط کثرات را جمع کردن که هیچکدام با توحیدِ موحّد سازگار نیست، از این رو عرفا می گویند که موحّد دروغگوست.از طرفِ دیگرِ ماجرا یا رویِ دیگر ِ سکه، فلسفه کارش توحید است، یعنی بین کثرات جمع میکند یا به وحدت ارجاعشان میدهد. تا کثرات جمع نشوند که عالم در خائوس و بینظمی پراکنده و رهاست. جناب حسن حسنزاده آملی در شرح عیون مسائل نفس، بالاترین حرف را در توحید فلسفی میزند، ی...
ادامه مطلب
چند پُست گذشته، بند 6.4311 تراکتاتوس ویتگنشتاین را در باب مرگ نوشتم: «مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما مرگ را به تجربه درنمیxad یابیم. اگر نگریسته ما از جاودانگی (سرمدیت)، دیمومت (دوام) بیxad پایان ما از زمان نباشد، بلکه بیxad زمانی باشد، پس آنxad کس جاودانه میxad زید که در زمان کنونی زندگی میxad کند. زندگی ما به همان اندازه بیکران است که میدان بینایی ما بیxad مرز است.» (ترجمه ادیب سلطانی) این نگرش برای فیلسوف که قرار است روزی بمیرم و بعد مرگ، یا کلاً خاموش می شوم یا به حیات پس از مرگ خود ادامه می دهم، مسأله مهمی نیست. او نمی تواند در این اما و اگرها زندگی خود را بگذراند. برای او باید همین حالا مسأله حل شود...
ادامه مطلب
بگذارید این مطلب را با این جمله شروع کنم که منطق علم طبقه فرودست است. اگر بخواهیم فلسفه را در مهد تولدش، یونان بررسی کنیم، فصل نخست کتاب پایدیای یِگِر برای آنکه توجه کند کافی است، با اینکه دخلی به فلسفه ندارد و بیشتر به ایلیاد و اودیسه هومر می پردازد. اگر حوصله نکردید آن را بخوانید، تنها عنوان این بخش راهگشاست: «اشرافیت و فضیلت». agathos که به معنی اشرافی و تواناست همانست که به «خیر» یا «نیک» تغییر چهره می دهد. پهلوان اساطیری هم توانا و اشرافی است و به همین خاطر با ایدوس قرین است. به گفته یگر: «مرد اشرافی دیگران را ازین طریق تربیت می کند که آرمانی را که ارزش ابدی دارد و همه باید خود را با آن ...
ادامه مطلب
تقریر برهان صدیقان علامه طباطبایی (ره) را در نیم خط می شود نوشت: «وجود ضرورت ازلیه دارد.» فکر کنم نیم خط هم نشد! تجربه متافیزیک از یونان باستان الی زماننا هذا، پشت نیم خط موج می زند. ملاصدرا در پاورقی اسفار ج6 ص 14 می گوید: «الوجود -کما مرّ- حقیقه عینیه» و علامه پاورقی می زند و می گوید مگر می شود آدم با شعور این «واقعیت» را نفی کند و بگوید واقعیتی در کار نیست و بگوید واقعیت اشیاء موهوم است. همین جمله هم یا واقعی است یا واقعی نیست و صاحب این جمله هم به واقعیت جمله خودش نظر دارد وگرنه حرف مفت نمی زند. اصلا حرف مفت هم برای زننده آن واقعیت دارد وگرنه آن را نمی زد.برای دیوانه که همینطور بی اختیار ...
ادامه مطلب